Guestbook


Home

[ Add Entry ] [ View Guestbook ]
[ New Post First ] [ New Post Last ]

Enter Search WORD:

Date: Mon 05/28/2007 22:04
From: پدر
Email: father@sabasaboohi.com

Message:
نسيم باد صبا دوشم آگهي آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهي آورد
به مطربان صبوحي دهيم جامه چاک
بدين نويد که باد سحرگهي آورد
بيا بيا که تو حور بهشت را رضواندر اين جهان ز براي دل رهي آورد
همي رويم به شيراز با عنايت دوستزهي رفيق که بختم به همرهي آورد
به جبر خاطر ما کوش کاين کلاه نمبسا شکست که با افسر شهي آورد
چه ناله?ها که رسيد از دلم به خرمن ماهچو ياد عارض آن ماه خرگهي آورد
رساند رايت منصور بر فلک حافظکه التجا به جناب شهنشهي آورد

Date: Mon 05/28/2007 17:36
From: Mother
Email: mother@sabasaboohi.com

Message:
And a woman who held a babe against her bosom said, "Speak to us of Children."

And he said:

Your children are not your children.

They are the sons and daughters of Life's longing for itself.

They come through you but not from you,

And though they are with you, yet they belong not to you.

You may give them your love but not your thoughts.

For they have their own thoughts.

You may house their bodies but not their souls,

For their souls dwell in the house of tomorrow, which you cannot visit, not even in your dreams.

You may strive to be like them, but seek not to make them like you.

For life goes not backward nor tarries with yesterday.

You are the bows from which your children as living arrows are sent forth.

The archer sees the mark upon the path of the infinite, and He bends you with His might that His arrows may go swift and far.

Let your bending in the archer's hand be for gladness;

For even as He loves the arrow that flies, so He loves also the bow that is stable.

Date: Mon 05/28/2007 17:32
From: مادر
Email: mother@sabasaboohi.com

Message:
آنگاه زني كه كودكي در آغوش داشت، گفت: با ما از فرزندان سخن بگو.
و او گفت:
فرزندان شما، فرزندان شما نيستند.
آن‌ها پسران و دختران خواهشي هستند كه زندگي به خويش دارد.
آن‌ها به واسطه شما مي‌آيند، اما نه از شما، و با آنكه با شما هستند از آن شما نيستند.

شما مي‌توانيد مهر خود را به آن‌ها بدهيد، اما نه انديشه‌هاي خود را،
زيرا كه آن‌ها انديشه‌هاي خود را دارند.
شما مي‌توانيد، تن آن‌ها را در خانه نگاه داريد، اما روحشان را،
زيرا كه روح آن‌ها در خانه فرداست، كه شما را به آن راه نيست، حتي در خواب.
شما مي‌توانيد بكوشيد تا مانند آن‌ها باشيد، اما مكوشيد تا آن‌ها را مانند خود سازيد.
زيرا كه زندگي واپس نمي‌رود و در بند ديروز نمي‌ماند.
شما كماني هستيد كه فرزندانتان مانند تير زنده‌اي از چله آن بيرون مي‌جهد.
كمان‌گير است كه هدف را در مسير نامتناهي مي‌بيند، و اوست كه با قدرت خود شما را خم مي‌كند تا تير او را تيزپر و دوررس به پرواز درآوريد.
بگذاريد كه خم شدن شما در دست كمان‌گير از روي شادي باشد.

زيرا كه او هم به تيري كه مي‌پرد مهر مي‌ورزد و هم به كماني كه در جا مي‌ماند.

<<
[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ]



DigiOz Guestbook Version 1.7.2
© 2007 DigiOz Multimedia


counter
Motigo Webstats - Free web site statistics Personal homepage website counter